![]() |
![]() |
|
| ...آری سرنگونی در خون من است |
|
يکی آبش شيرين و گواراست و يکی شور و تلخ، از هر دو گوشت تازه می خوريد، و از آنها چيزهايی برای آرايش تن خويش بيرون می کشيد و می بينی که کشتي ها برای يافتن روزی و غنيمت، آب را می شکافند و پيش می روند، باشد که سپاسگزار باشيد.
جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم می پیوندند.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام دی 1390ساعت 22:37 توسط يك مذهبي سياسي تنها |
|
|
فرانسيس فوكوياما نئومحافظه كار، پژوهشگر و تاريخ نگار ژاپني الاصل و تبعه ي آمريكاست. وي با شخصيتي نيمه سياسي- نيمه فلسفي داراي سابقهي كار در اداره امنيت آمريكا و نيز تحليلگر نظامي در شركت “RAND” از شركتهاي وابسته به پنتاگون مي باشد. وي در سال 1989 با نگارش مقاله (پايان تاريخ و واپسين انسان) “The end of history and the last man” كه در سال 1991 با تفصيل بيشتر و به همين نام، به صورت كتاب چاپ گرديد، به شهرت جهاني رسيد. در اين دو نوشته، فوكوياما به دفاع تاريخي از ارزشهاي سياسي غربي برخاست و استدلال كرد كه رويدادهاي اواخر قرن بيستم نشان ميدهد كه اجماع جهاني به نفع دموكراسي ليبرال بوجود آمده است. فوكوياما در كنفرانسي كه در اورشليم برگزار شد به ترسيم انديشه سياسي شيعه پرداخت. او در اين كنفرانس كه بازشناسي هويت شيعه نام داشت مي گويد ” شيعه پرنده ايست كه افق پروازش خيلي بالاتر از تيرهاي ماست، پرنده ايست كه دو بال دارد. يك بال سبز و يك بال سرخ“. اين مطالب را وي در اوج پيروزی هاي ما در سال 1365 مي گويد و ادامه ميدهد: “بال سبز اين پرنده همان مهدويت و عدالت خواهي اوست. چون شيعه در انتظار عدالت به سر ميبرد. اميدوار است و انسان اميدوار هم شكست ناپذير است. نميتوان كسي را تسخير كني كه مدعي است فردي خواهد آمد كه در اوج ظلم و جور، دنيا را پر از عدل و داد خواهد كرد”. براساس نظريه فوكوياما بال سبز شيعه همان فلسفه انتظار و عدالت خواهي است. او ميگويد: “بال سرخ شيعه، شهادت طلبي است كه ريشه در كربلا دارد و شيعه را فناناپذير كرده است.” شيعه با اين دو بال افق پروازش خيلي بالاست و تيرهاي زهرآگين سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، اخلاقي و … به آن نميرسد. آن نقطه كه خيلي اهميت دارد بعد سوم شيعه است كه مي گويد:” اين پرنده زرهي به نام ولايت پذيري بر تن دارد كه آنهارا شكست ناپذير نموده است”. در بين كليه مذاهب اسلامي، شيعه تنها مذهبي است كه نگاهش به ولايت، فقهی است. يعني فقيه مي تواند ولايت داشته باشد. اين نگاه، برتر از نظريه نخبگان افلاطون است. فوكوياما معتقد است: “ولايت پذيري شيعه كه براساس صلاحيت هم شكل ميگيرد، او را تهديد ناپذير كرده است.” در توضيح فناناپذيري شيعه مي گويد: “شيعه با شهادت دو چندان مي شود. شيعه عنصري است كه هرچه او را از بين ببرند بيشتر مي شود.” و جنگ ايران و عراق را مثال مي زند. سال 1364 مي گويد: “اين ها فاو را تسخير كرده اند، ميروند كربلا را هم بگيرند، اين جا (قدس) را هم قطعاً مي گيرند.” پيشنهاد مي كند كه با امتياز دادن به ايران، جنگ را متوقف كنيد. وي پس از پايان جنگ يك مهندسي معكوس براي شيعه و يك مهندسي صحيح براي خودشان نوشت. مهندسي معكوس براي شيعيان ايران اين است كه ابتدا ولايت فقيه را بزنيم. تا اين را نزنيد نميتوانيد به ساحت قدسي كربلا و مهدي(عج) تجاوز كنيد. وي نظريهاي با عنوان “ميكروپولتيك ميل ها و ميكروفيزيك قدرت” ارائه مي دهد و مي گويد براي پيروزي بر يك كشور بايد “ميل مردم” را تغيير دهيم. اگر ميل مردم از شهادت طلبي، ايثار، جوانمردي و دهها عاملي كه به عنوان فرهنگ شكل گرفته است به رفاه طلبي، غربزدگي و … تغيير نيابد مانند اين است كه آب در هاون مي كوبيد. اين ميل ها هم تغيير نميكند مگر اينكه اركان يك قدرت از آن حمايت كند. فرايند ‹‹فروپاشي ايدئولوژيك›› در پروژه ي ‹‹ناتوي فرهنگي›› يك اصل بنيادين دارد كه در هر دوره تاريخي به شكلي ظهور مي كند. او كليد اين فروپاشي را ‹‹نابودي روحيه ي مقاومت›› در ميان ايرانيان دانست و گفت كه “براي پيروزي بر يك ملت بايد ميل و ذائقه ي مردم را تغيير داد.” و كافيست “شهادت طلبي اين ها را به رفاه طلبي تبديل كنيم.” فوكوياما در آن كنفرانس اسرائيلي، ‹‹سينما›› را يكي از بزارهاي اين تئوري ناميد كه مي تواند به ‹‹نابودي مقاومت شيعي›› مدد رساند و از سينماي هاليوود خواست تا در توليداتش به خلق فرهنگي، جايگزين براي ‹‹اسلام›› بينديشد. حتي بعدها در سال 2002 كه ‹‹ريدلي اسكات›› فيلم ‹‹سقوط شاهين سياه›› را براي پنتاگون ساخت، تحليلگران گفتند كه اين فيلم براساس همان تئوري فوكوياما ساخته شده است . فوكويوما در نظريه اش مي گويد : “برابر اسناد تاريخي سال 2007 را سال رويارويي غرب با شيعه مي دانيم . بايد با برنامه دقيق شيعه را جمع كنيم و خودمان گسترش بيابيم . “ او ميگويد ”اگر توانستيد ولايت فقيه را بزنيد بلافاصله پرنده شيعه افت ميكند و سقف پروازش كاهش مي يابد و تيرهاي شما به راحتي به او مي خورد.” ، آنوقت ميكروپولتيك ميل هاي شما، اثر مي كند. فناناپذيري و تهديد ناپذيري هم به طريق اولي از بين ميرود. چنين جامعه اي از درون فرو مي ريزد بدون اينكه يك تير شليك كنيد. مي گويد:” اگر ولايت فقيه را زديد در گام بعدي، شهادت طلبي اينها را ، به رفاه طلبي تبديل كنيد. اگر اين دو تا را زديد خود به خود انديشه امام زماني، از جامعه شيعه رخت بر ميبندد. اين لاابالي گري ها و اباحه گري ها در جامعه گسترش مي يابد. در ادامه ميگويد:”شما بياييد براي غرب هم امام زمان و كربلا و ولايت فقيه بتراشيد.” براي اين كار ايشان مكتب جديدي بنام ‹‹اوانجليس›› عرضه كرد كه قدمتش به 1989 بر ميگردد. يعني 6 ماه بعد از نظريه ي جديد آقاي فوكوياما. آنها معتقدند عيسي ناصري خواهد آمد.هر چه درباره طول و عرض و ارتفاع امام زمان(عج) هست به عيسي ناصري نسبت داده اند! گفته اند زماني كه دنيا پر از ظلم و جور شود، عيسي ناصري خواهد آمد تا آن را پر از عدل و داد كند! بعد شبكه اي درست كردند بنام T.B.N كه كارش تحليل محتوايي وقايعي است كه در جامعه رخ ميدهد. وقتي سونامي در اين منطقه رخ داد پروفسور هالدين زي (شاگرد فوكوياما) بيش از بيست ساعت تفسير كرد كه اين يكي از علائم عيسي مسيح است. هر واقعه اي رخ بدهد مي گويد اين هم يكي از نشانه هاست… |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 22:17 توسط يك مذهبي سياسي تنها |
|
|
آری دیگر دلی نمانده که دلبر بخوانمش
آری دیگر صبری نمانده که این خفت و خواری را تحمل کند
خون علوی من به جوش آمده
آری رهبر مظلوم مقتدرم بگذار کمی با تو هم ناله شوم تا شاید از این رهگذر بتوانم آسمان، دریا و موجودات را به انتقام از ظالمان و مستکبران فراخوانم
وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران، سپاه قدس تا کی می خواهید در انفعال تاریخی خود باقی بمانید، تا چه زمانی ما باید منتظر بیدار شدن شما از خواب زمستانی باشیم.
چهارمین دانشمند ما نیز به شهادت رسید ولی هنوز نفس اسیر محافظه کاری نهادهای امنیتی انقلابی ترین کشور جهان غبار ترس را کنار نزده و خونش به جوش نیامده گویا به تالاسمی ماژور مبتلا شده، گویا حرف سکولارها بر آن ها کارگر افتاده که باید با نظام جهانی هماهنگ شویم، گویا خاتمی تاثیرش را با جمله گفتگوی تمدن ها و سیاست تنش زدایی و اعتماد سازی بین المللی در این سازمان ها نهاد بندی نموده است. گویا گوش سپاه قدس و وزارت اطلاعات کر شده که حرف رهبر مبنی بر حفظ عزت ایران اسلامی را نمی شنوند. گویا و گویاهای دیگر. آقا بیایید تکلیفتان را با ما روشن کنید، تا کی می خواهید تدافعی باشید، تا کی می خواهید ببینید شرف و استقلال شما را لگد مال می کنند و شما حتی شرافت یک سگشان را خدشه دار نمی سازید؟!!! مقابله به مثل کنید خون در مقابل خون دانشمند در مقابل دانشمند تهاجم فرهنگی در مقابل تهاجم فرهنگی مانور در مقابل مانور سر در مقابل سر جنگ در مقابل جنگ آقا سید علی خامنه ای (ما در مقابل تهدید تهدید می کنیم.....) ما از الست طایفه ای سینه خسته ایم ما بچه های مادر پهلو شکسته ایم امروز اگر سینه و زنچیر می زنیم فردا به عشق فاطمه شمشیر می زنیم ما را نبی قبیله سلمان خطاب کرد روی غرور و غیرت ما هم حساب کرد از ما بترس طایفه ای پر اراده ایم ما مثل کوه پشت امام خامنه ای ایستاده ایم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 21:17 توسط يك مذهبي سياسي تنها |
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم آری ارزش ها ضد ارزش شده است و ضد ارزش ها ارزش. آری حالا فهمیدم که چگونه مفاهیم غدیر را برعکس جلوه داده اند. آری در این مغالطه بازار دریافتم که چگونه منکران غدیر و ولایت علی بن ابیطالب در لباس مسلمانان مدعی رهبری بر جامعه اسلامی شدند. آری توهین به فائزه آزادی کرامت انسانی و اسلامی افراد در جامعه را مخدوش کرده است و توهین به سید علی فقط یک ابراز عقیده است و تحت لوای آزادی بیان!!؟ آمدند کشتند تخریب کردند تهمت زدند دروغ گفنمد و هرچه خواستند کردند به بهانه تقلب چه کسی می تواند این ادعا را بپذیرد یعنی باید انسان ها و ملت مظلوم و مقتدر ایران این توهم دروغین اعتراض به نتایج انتخابات را قبول کنند در صورتی که این مستمسکی برای براندازی و استحاله نظام و تشریفاتی کردن مقام ولایت فقیه بود غیر از این بود که تقلب مستمسکی برای سکولاریزه کردن جامعه بود؟ اینان می دانستند و برنامه ریزی کرده بودند من به جد معتقدم که آقایان معترض به نتایج انتخابات قبل از آن برنامه ریزی های گسترده ای در جهت ایجاد فتنه و اغتشاش آفرینی نموده بودند. اگر این نیست چگونه تمام رسانه ها و مقامات غربی از شکل گیری انقلاب مخملی در کشور سخن گفتند چگونه دیپلمات های اروپایی به فعالیت های گسترده ای در جهت فعال کردن شبکه های اجتماعی و منابع خبری و اطلاعاتی خود در کشور دست زدند؟ اگر براندازی نبود چگونه آقای موسوی سه روز قبل از انتخابات در مصاحبه ای با مجله تایم عنوان کرد تظاهرات های آینده ساختار قدرت در کشور را تغییر خواهد داد و رهبری را تحت فشار قرار می دهد تا به خواسته به اصطلاح مردمی تن دهد. چگونه این موضوع را عنوان کرد که انتخابات ریاست جمهوری جزئی از تغییر است و تغییرات گسترده ای در حال شکل گیری است و مهم رئیس جمهور شدن من نیست. بگذارید میئله ای را برای شما عنوان کنم که تاکنون کم بیان شده است آیا می دانستید این برای دومین بار بود که آقای کروبی به نتیجه انتخابات اعتراض کرده بود. ایشان یکبار در نامه ای به مقام رهبری نسبت به آرای اعلام شده ریاست جمهوری نهم نیز لب به اعتراض گشود و در این مرحله به کمک همراهی موسوی دست به حرکتی ضد انقلابی و مصالح کشور زدند. بهانه اصلی من از این نوشتار تبیین توهین و فحاشی به فائزه هاشمی و واکنش های سیاسی موجود در آن باره می باشد. تعجب و حیرت اساسی من در این است که چطور وقتی که به آقای هاشمی و خانواده ایشان توهین می شود بعضی رجال سیاسی و روزنامه ها و خبرگزاری ها و وبلاگ ها دست به پروپاگاندای تبلیغاتی و رسانه ای می زنند و آن زمانی که تمام هویت یک ملت تمام آرمانها و مقدسات یک ملت در یک روز و در یک چشم به هم زدن باطل شناخته می شود و از آن هتک حرمت می شود سکوت اختیار می کنند صم بکم عمیا فهم لا یبصرون توهین به فائزه جامعه را به مرحله بداخلاقی سیاسی وارد نمود ولی توهین کروبی به شهدای عظیم الشان انقلاب اسلامی و 8 سال دفاع مقدس صرفا ابراز یک عقیده و نظر شخصی بود؟!! کروبی در جریان فتنه و در روزهای اغتشاش به مقابل درانشگاه امیر کبیر رفته و در پاسخ به سوال یک فعال به اصطلاح دانشجویی که به او گفت چرا شما کاری را که آغاز می کنید به پایان نمی رسانید ابراز داشت می دانید زمانی که من در مجلس ششم بودم به من گفتند می خواهیم شهداء را در میادین شهر و مراکز اصلی دفن کنیم و من گفتم مگر می خواهید تهران را گورستان کنید؟ این توهین به شهداء نیست؟ توهین به فائزه بغرنج تر از توهین به شهداء است؟؟ شاید خون فائزه رنگین تر از خون دیگران است؟ شاید فائزه از دماغ فیل افتاده است. شاید خدمات آقای هاشمی دامت برکاته و دختران اولیائ مخدره ایشان و پسران زنبق پوششان بسیار ارزشمنذد تر و مهم تر از شهدای دفاع مقدس می باشد؟ زهی خیال باطل. آری بابا اکبر بعضی ها رفت تا بابا اکبر بعضی ها بماند. من در حیرتم که بعضی وکلای مجلس و رجال سیاسی از کنار همه توهینات و فحاشی ها و هتاکی به تمام آرمانهای انقلاب و ارزشهای انسانی گذشتند و توهین به فائزه را بحران سیاسی جلوه داده اند. بنده فحاشی و هتاکی و ناسزاگویی به هرکسی را محکوم می کنم و خلاف اخلاق فرهنگ اسلامی و مصالح جمهوری اسلامی می دانم آنهم به هرکسی من جمله فائزه. ولی سخن اصلی من اینست که چرا بعضی رجال سیاسی و روزنامه های تحت تاثیر جهت دهی های غرب و جریان به اصطلاح اصلاح طلب و مشارکت فقط بر علیه فحاشی به فائزه موضع گرفته اند؟!! آقای موسوی اردبیلی و آقایان پیرو کمی منصفانه به حوادث اطرافتان توجه کنید حب و بغض های شخصی و سیاسی را کنار بگذارید و بینی و بین الله اظهاراتتان را در معرض وجدانتان به عرصه نقد و قضاوت بکشانید و این سوال را بارها و بارها از خود بپرسید که در مقابل عقل سلیم به عدالت رفتار کرده اید یا خیر؟ کجا بودند این انسانهای بی بصیرت وقتی که به شخص آقای خامنه ای توهین و فحاشی شد کجا بودند این آقایان و روزنامه ها وقتی که به شخص امام رحمه الله توهین شد و عکس ایشان را پاره کردند و بجای محکومیت این اقدام به تقبیح نشان دادن این مسئله از طریق صدا و سیما پرداختند؟ کجا بودند این رسانه های از خدا بی خبر زمانی که به اصل ولایت فقیه به جمهوری اسلامی هتاکی شد؟ کجا بودند این خبرگزاری ها وقتی که به آرمانهای حضرت امام و خون شهداء توهین شد؟ کجا بودند این مذهبیون سکولار زمانی که به هتک حرمت امام مظلوم ما ابا عبدالله الحسین پرداختند و حریم روز عاشورا را با کف و سوت شکاندند؟ می دانید اوج تعصب اخلاقی و سیاسی گروه های غرب گرا در کشور به کجا منتهی می شود آنجایی توهین به فائزه و هاشمی را به خطر افتادن انقلاب و به لرزه در آمدن عمود نظام می دانند و کرامت انسانی را خدشه دار شده معرفی می کنند. چگونه به خطر افتادن این آقایان دامت برکاتهم کشور را وارد بحران های سیاسی و بن بست های فکری نزدیک می کند ولی فحاشی و هتک حرمت اباعبدالله هیچ مشکلی را ایجاد نمی کند و همه خواص بی بصیرت روزه سکوت می گیرند؟!!!! این موضوع اوج بی تقوایی سیاسی و دینی این آقایان را به ما گوشزد می کند. من در بهتی عظیم به سر می برم چگونه است که توهین به فائزه همه غضب های تاریخ علیه حق را روشن می کند و مدعی می شوند که کشور در دست افراطیون قرار گرفته است و هرچه می خواهند می کنند؟ چرا زمانی که عده ای به بهانه تقلب آمدند تا نظام را ساقط کنند و خون همه شهدا را پایمال کنند اموال عمومی و خصوصی را نابود کردند شهروندان را مورد تعرض و آزار و اذیت خویش قرار دادند و بسیجیان را همچون بدن های پاره پاره شده در کوچه خیابان های این شهر رها می کردند کشور در دست تندروهای انحصار گرا نبود؟!! چرا زمانی که به همه آرمانها و انسانهای بزرگوار و همه مفاهیم مقدس اسلامی و انقلابی توهین می شود هیچ یک از این رسانه ها و افراد و روزنامه ها صدای وا اسلامشان گوش فلک را کر نمی کند و هیچ عکس العملی از خودشان نشان نمی دهند و سکوتی مرگبار بر آنان حکمفرما می شود! تمام تفکرات و اعمال این طیف اینگونه است همیشه احساساتی فکر کردند و عمل کردند همیشه آزادی و دموکراسی را هرگاه به نفعشان بود پذیرفتند و به ضررشان بود رد کردند همچون اربابشان آمریکا. آمریکا زمانی دموکراسی را واقعی می داند که حکومت دل بخواه و وابسته به او بر کشورها حکمفرما شود و هرگاه حماس با رای بالای مردمی یا حکومتی با پشتوانه بالای نردمی به رسمیت شناخته شود که مخالف سیاست های آمریکاست او را به تقلب و دیکتاتوری متهم می کنند. این نوکران نیز این درسها را خوب از اربابشان یاد گرفته اند تجمعات خیابانی 1000 نفری را مردمی می نامند که به دنبال آزادی و نهادینه کردن حقوق بشر به خیابان ها آمده و آنان را خداجوی می نامند و مدعی هستند که به نظرات آنان باید احترام گذاشته شود و به منصه ظهور رسد ولی تجمعات میلیونی 22 بهمن-روز قدس- نهم دی در سراسر کشور را مردم نمی دانند و آنان را مزدوران رژیم خطاب می کنند که به بهانه گرفتن کیک و ساندیس و ساندویچ به تظاهرات آمده اند اینان را به شستشوی مغزی متهم می نمایند و خود را آزاد از هرگونه اسارت نفسانی و تبلیغاتی نشان می دهند. این مسائل نشان می دهد جریان وابسته به غرب در ایران کاملا جهت دار و غیرمنصفانه و همراه با حیوانیت و توحش مدرن پیش به سوی اهداف باطل خود می رود و این جمله هدف وسیله را توجیه می کند را سرلوحه کار خویش قرار داده و آن را رکن رکین دموکراسی غربی می دانند. اینجانب هیچ گاه مدعی نیستم تمام حرکات و اعمالی که توسط دولت (به معنای کلی) یا طرفداران آنها یا نیروهای امنیتی کشور انجام می گیرد تمام و کمال بی عیب و نقص می باشد و جای هیچ گون ایرادی نیست بلکه بر عکس من خود یکی از منتقدین اصلی نوع مدیریت بحران بر مسائل اجتماعی بوجود آمده می باشم. عدم هماهنگی بین نیروها و نبود اموزش و نگاه سنتی و غیر کارامد به موضوعات فرهنگی و سیاسی گوناگون مشکلاتی را در این عرصه بوجود آورده است که حتما باید از افراد آسیب دیده اعاده حیثیت گردد ولی مخاطبان محترم باید به این نکته نیز توجه داشته باشند که خط و جریان فکری انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی را هیچ گاه با بعضی اعمال و حرکات منتسب به ان خلط نکنند و با دیدن یک سوء مدیریت و گه گاه ظلم از جانب مسئولین و منتسبین به نظام خط اصیل انقلاب اسلامی و پشتیبانی از ولایت فقیه را باطل نشناسند و فراموش ننمایند. بارها رهبری معظم در دیدار های خویش به ویژه با نیروهای امنیتی فرموده اند بنده هیچ گاه از اعمال خلاف شرع و قانون شما حمایت نمی کنم و همیشه باید در بالاترین حد ممکن احکام اسلامی و قانون اساسی رعایت گردد. به کرات نیز فرموده اند ملت ایران و به ویژه جوانان با ید آرامش خود را در مواجهه با اخلال گران و آشوب گران حفظ نمایند تا در یک فضای آرام سیاسی و اجتماعی بتوان عقول را بکار گرفت و شکوفا نمود و به سر منزل مقصود رساند. فما الزبد فیذهب جفاء والسلام علی من اتبع الهدی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390ساعت 22:58 توسط يك مذهبي سياسي تنها |
|
|
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار هزاران نفر از بسیجیان سراسر کشور، بسیج را رمز پایداری، ماندگاری، و عزت ملی دانستند و ضمن توصیه مؤکد به همه رسانه ها، فعالان سیاسی، و مسئولان برای پرهیز از اختلافهای جزئی و غیراصولی، تأکید کردند: امروز اولویت اصلی کشور مقابله با جنگ نرم دشمن که به گزارش رجانیوز، رهبر انقلاب اسلامی، بسیج را یک استثناء و حادثه ای بی نظیر در کشور خواندند و افزودند: اینکه در یک کشور، مردم با همه وجود و با بهترین و مؤمن ترین عناصر خود از یک نظام بدون هیچ چشم داشتی و با همه توان دفاع کنند، فقط مخصوص انقلاب اسلامی ایران است که دل نورانی امام بزرگوار (ره) توانست به این حقیقت بزرگ دست پیدا کند و با کمک الهی آنرا تحقق بخشد. حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به نقش آفرینی و امتحانهای بزرگ بسیج در صحنه های مختلف انقلاب خاطرنشان کردند: یکی از این صحنه ها، عرصه دفاع از استقلال و عزت کشور بود که اگر حضور بسیج در دوران دفاع مقدس شکل نمی گرفت، امروز سرنوشت قطعاً بگونه ای دیگر بود. ایشان تأکید کردند: بعد از پایان جنگ نیز بسیج همواره خط شکن و پیشرو بوده است. رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به نقش آفرینی بسیج در تثبیت اقتدار و ایستادگی سیاسی، در عرصه های فرهنگی و سازندگی، و در عرصه های علمی افزودند: امروز افتخارات گوناگون کشور نتیجه حضور انسانهای خدوم، توانا، و بی نام و نشان در صحنه های گوناگون است که اگر این حقایق بدرستی شناخته نشود، ظلم به بسیج است. حضرت آیت الله خامنه ای، بسیج را فراتر از قالبها و سازمانهای نظامی دانستند و خاطرنشان کردند: اگرچه بخشهای نظامی از بهترین بسیجی ها هستند اما بسیج در واقع، حضور فراگیر، مقتدر، و تمام نشدنی قشرهای مختلف مردم است، که هیچ وابستگی به پول، جاه و مقام، و دستور از بالا، ندارد و معیار او هم بصیرت و ایمان است. ایشان با تأکید بر اینکه سازمان فعلی بسیج با خصوصیات منحصر بفرد خود قابل تکرار و تقلید در هیچ مجموعه دیگری نیست، افزودند: بسیج واقعیتی نافذ و تأثیرگذار است که در عین اقتدار و قدرت، مظلوم هم واقع شده است. رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: مظلومیت به معنای ضعف نیست همانگونه که انقلاب اسلامی در عین حالی که جزو مقتدرترین و نافذترین پدیده های معاصر است، مظلوم هم است و یا شخص امام بزرگوار (ره) که با وجود اقتدار و قدرت روحی از مظلوم ترین انسانهای دوران خود بود. حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر لزوم تقویت و تعمیق اثرگذاری بسیج افزودند: تا هنگامی که بسیج است، هیچ تهدیدی متوجه نظام اسلامی نخواهد شد و این موضوع، یک رکن اساسی است. ایشان، آسیب شناسی، شناخت نقص ها و آفت ها، و همچنین پیش بینی های لازم بمنظور پیشرفت بیشتر را برای بسیج یک ضرورت دانستند و تأکید کردند: با توجه به شکست استکبار در مواجهه سخت با نظام اسلامی در دهه اول انقلاب، اکنون دشمن، جنگ نرم را در دستور کار خود قرار داده و امروز اولویت اصلی مقابله با جنگ نرم است. رهبر انقلاب اسلامی در تبیین جنگ نرم افزودند: دشمن در جنگ نرم تلاش دارد با استفاده از ابزارهای فرهنگی و ارتباطاتی پیشرفته و با شایعه و دروغ پراکنی و استفاده از برخی بهانه ها، میان آحاد مردم تردید، بدبینی، و اختلاف ایجاد کند. حضرت آیت الله خامنه ای، قضایای بعد از انتخابات ریاست جمهوری را نمونه ای از این شیوه دانستند و خاطرنشان کردند: در این قضایا، به بهانه انتخابات، ایجاد تردید و اختلاف کردند تا دلهای مردم نسبت به یکدیگر و نسبت به مسئولان چرکین شود و در چنین فضای مشوش و شلوغی، عناصر مغرض، خائن و دست آموز خود را برای کارهای اخلال گرانه وارد صحنه کنند اما به دلیل بصیرت مردم به نتیجه نرسیدند. ایشان با تأکید مجدد بر موضوع بصیرت، افزودند: علت تأکیدهای مکرر من بر لزوم بصیرت در جامعه در شرایط حاضر، به این دلیل است که مردم بدانند چه اتفاقی می افتد و بتوانند صحنه گَردان اصلی قضایا، و عناصر خائن و بدخواه را از آحاد مردم تشخیص دهند. رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: هر اقدامی که موجب مغشوش و تهمت آلود شدن فضا شود و مردم را نسبت به یکدیگر بدبین و مردد کند، به ضرر کشور است. حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: من اصرار دارم که آحاد مردم و جریانات مختلف سیاسی، همه با یکدیگر متحد، در مقابل آن افراد معدودی باشند که مخالف اصل انقلاب و استقلال کشور هستند و هدف آنها تقدیم کشور به امریکا و استکبار است. ایشان با تأکید بر لزوم جداسازی میان توده عظیم مردم اعم از خواص و عوام با معدود عناصر خودفروخته و تفاوت قائل شدن میان این دو، خاطرنشان کردند: نباید با برخی اظهارات و حرفها، فضا را بگونه ای مغشوش کرد که مردم سردرگم، و نسبت به یکدیگر و نسبت به نخبگان و مسئولان بدبین شوند، این کار درستی نیست. رهبر انقلاب اسلامی با انتقاد شدید از برخی مطبوعات، رسانه ها و دستگاهها که دائماً به دنبال ایجاد اختلاف، بدبینی و شایعه سازی هستند افزودند: به کسانی که بدنبال مصالح کشور هستند، توصیه می کنم، از این اختلافهای جزئی، و غیراصولی صرفنظر کنند. حضرت آیت الله خامنه ای با انتقاد از فضای تهمت زنی و شایعه سازی بر ضد مسئولان کشور تأکید کردند: اینگونه کارها در جهت خواست دشمن است، زیرا مسئولان کشور اعم از رئیس جمهور، رئیس مجلس، رئیس قوه قضاییه، و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، همه کسانی هستند که زمام کشور را بدست دارند و مردم باید به آنها اعتماد و حسن ظن داشته باشند. ایشان با اشاره به تردیدافکنی های بعد از انتخابات در عملکرد مسئولان رسمی انتخابات اعم از وزارت کشور، و شورای نگهبان افزودند: این تردیدافکنی ها بسیار مضر است و دشمن هم، همین را می خواهد. رهبر انقلاب اسلامی جوانان بسیجی را به تقویت ایمان و بصیرت، و رعایت موازین و معیارها در تشخیص ها فراخواندند و خاطرنشان کردند: نمی شود هر فردی را به دلیل یک خطا، منافق نامید و همچنین نمی توان، هر فردی را بدلیل اختلاف نظر و دیدگاه، ضدولایت فقیه خواند. حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: توصیه من به فرزندان بسیجی ام این است که ضمن حفظ پرقدرت انگیزه ها، ایمان، و امید به آینده، در تشخیص ها و مصداقهای مختلف، بشدت مراقبت کنند زیرا بی دقتی در مصداقها، برخی اوقات ضررهای زیادی در پی خواهد داشت. ایشان تنوع عرصه های بسیج را مهم خواندند و افزودند: رویکرد اخیر توجه به علم، نوآوری علمی، و کارهای فرهنگی در بسیج بسیار مبارک و پسندیده است زیرا کشور نیازمند کارهای مختلفی است که جز با روحیه بسیجی محقق نخواهد شد. رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: تا زمانی که بسیج و روحیه صدق و صفا، و خدمت بی مزد و منت در میان مردم و بویژه جوانان وجود دارد، دشمن نمی تواند هیچگونه لطمه ای به کشور، انقلاب و نظام اسلامی را وارد کند. رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود ضمن تسلیت سالروز شهادت امام محمد باقر علیه السلام، دوران آن امام را دوران سربرآوردن حیات دوباره جریان اصیل اسلامی در مقابله با تحریف ها خواندند و با اشاره به نزدیکی اعیاد قربان و غدیرخم افزودند: این دو عید بزرگ اسلامی، دو مقطع مهم درخصوص موضوع امامت است زیرا در عید قربان حضرت ابراهیم (ع) بعد از امتحانهای سخت به مقام امامت نائل می شوند و در روز عیدغدیر خم هم حضرت علی (ع) بعد از امتحانهای بزرگ به منصب والای امامت می رسند. در ابتدای این دیدار سردار سرتیپ نقدی رئیس سازمان بسیج مستضعفین با اشاره به نقش بسیج و بسیجیان در مراحل مختلف انقلاب و مقابله با توطئه های سیاسی، نظامی و فرهنگی دشمنان و همچنین دستاوردهای بزرگ علمی دانشمندان جوان بسیجی کشور تأکید کرد: بسیج و بسیجیان در همه صحنه های مختلف بویژه عرصه های جهاد علمی |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم دی 1388ساعت 20:54 توسط يك مذهبي سياسي تنها |
|
|
به این جهت این عنوان را برای نوشتار خود در نظر گرفته که می خواهم، ابراز کنم دموکراسی ، جمهوریت ، تقلب در آرای انتخاباتی همه بهانه ای بیش نبوده است که اصل ولایت فقیه را هدف قرار دهند. اگر کمی به جریانات اخیر کشور توجه نمایید خواهید دید، که چگونه آنان مطالبات خود را به تدریج به سمت ولایت سوق داده اند. بگذارید کمی از ارزش ولایت برایتان بگویم، آنان که مدعی اند اصل ولایت فقیه امری است که توسط امام رحمه الله تدوین و ارائه شده است بدانند، این اصل از زمان پیامبر اکرم حضور داشته و مصداق عینی خود را انقلاب اسلامی و در کلام امام متبلور ساخته است. آیا می شود که اسلام درباره تعیین تکلیف مهجور و صغیر و مال بلاصاحب قواعد مترقی را ارائه دهد، ولی درباره اداره اجتماع مسلمین سکوت نماید؟ آیا امکان دارد معصومین علیه السلام امت اسلامی را بدون زعیم ترک کنند و آنان را به حال خود رها نمایند؟ ابتدائا عرض کنم در هر جامعه ای افرادی به ساختار موجود معترض اند و خواستار تغییر یا اصلاح نظام مدیریت کشور می باشند، پس این امر طبیعی است و نباید آن را نشانه شکاف یا نفاق در صفوف متحد کشور دانست. حال اجازه دهید کمی به وقایع اخیر به طور جزئی اشاره کنم: این جریانی که امروز موسوم به جریان اصلاحات می باشد از اوائل انقلاب حضور داشته و تحرکاتی را در سطح کشور هرزچندگاهی عملی می نموده است، ولی در چند ماه اخیر ابراز وجود علنی نموده و بعضی ساختار های نظام را به چالش کشیده است نه از آن جهت که مانعی بر سر تحقق اصول و آرمانهای انقلاب باشد بلکه این مسائل را به صدر مباحث سیاسی روز کشور کشانده است. رهبری این جریان نیز به طور منافقانه ای در صدد پیشبرد اهداف نامشروع خویش بوده است ، میر حسین موسوی که به عنوان عنان دار این قائله شناخته شده است بارها و بارها به احترام به قانون تاکید کرده است حال این سوال شنیده می شود، که آیا 600 مورد تخلف از قانون اساسی و قوانین جاری کشور در زمان نخست وزیری وی احترام به قانون نامیده می شود؟ سوال دیگر اینست فردی که ادعا می نماید به اصول دموکراتیک و آزادی و انتخاب آزادانه مردم احترام می گذارد چگونه به خود اجازه داده بود که لیست 99 نفره ای از نمایندگان مجلس جهت انتقام از آنان در سالهایی که او نخست وزیری دوران امام را بر عهده داشته است و به استیضاح وی پاسخ مثبت داده بودند پدید بیاورد. چگونه است که این فرد به صراحت عنوان می نماید که اگر من به عنوان رئیس جمهور برگزیده شوم پس انتخابات صحت دارد و اگر من به این منصب گماشته نشوم، قطعا انتخابات مخدوش است و خواستار باطل نمودن آن می شود. من قبل از انتخابات نیز جریان میر حسین موسوی را رصد می کردم، جهت گیری بعضی اطرافیان وی کاملا نشان داده بود که حضور میر حسین در انتخابات بهانه است برای ساختار شکنی. بعضی به این خیال بوده اند که نه، میر حسین به اصل ولایت فقیه معتقد است و به آرمانهای امام پایبند است و او را فقط منتقد روش های مدیریتی جامعه می دانستند ولی مصاحبه سه روز قبل از انتخابات وی با مجله تایم اهداف او را کاملا آشکار کرد لازم به ذکر است که متن مصاحبه همان روز منتشر نشده بود و هفته بعد از تاریخ مصاحبه مجله تایم اقدام به انتشار و قرار دادن وی بر روی سایت خود نمود. میر حسین در این مصاحبه در واکنش به این سوال که اگر شما رئیس جمهور شوید در امور مربوط به سیاست خارجی و امنیت ملی اختیارات قابل توجهی نخواهید داشت و آیت الله خامنه ای رهبر علیقدر ایران این مسائل را به نحو دقیقی کنترل می نماید نظر شما چیست: او در پاسخ با این سوال به طور صریحی ابراز داشته است که تظاهرات های کنونی و آینده ساختار قدرت در جامعه را تغییر خواهد داد و رهبری را تحت فشار قرار خواهد داد که به نظریات گروهی که او ان را اکثریت می نمایید تن در دهد. او همچنین در پاسخ به این سوال که اگر در انتخابات پیروز نشوید چه می شود او اظهار داشت انتخابات جزئی از تغییر می باشد و جریان تغییرات در کشور به پیش می رود. یک نکته روزهاست من را درگیر خود نموده است و آن تکرار تاریخ اسلام می باشد و چه خوش گفته است معصوم علیه السلام که چه بسیار عبرت هاست و چه کم عبرت گیرنده. شما می توانید به نحو دقیقی شرایط حال کشور را به حوادث تاریخ و صدر اسلام انطباق دهید. در مسیر ماندن و ایستادگی کردن خود بصیرتی جدا و خاص از حرکت انقلابی را می طلبد چه بسا مردانی حضور داشته و به انقلاب و امام پایبند بوده اند ولی هم اکنون پشت به عقاید گذشته خویش مشغول تخریب وجهه نظام می باشند و خود را به آسانی نفی می کنند وآنطوری سخن بر زبان می رانند که در ایجاد وتاسیس انقلاب اسلامی نقشی نداشته و خود را مبرا می نمایند. البته به نظر من عده ای که هم اکنون مواضع خود را با ولایت و عموم مردم زاویه دار نموده اند از ابتدا نیز به دنبال کسب قدرت و منافع شخصی خویش بودند. و امام ، آرمانها را دست آویزی مناسب جهت پیشبرد اهداف منافقانه خود دیدند. در حدود دو سه ماه پیش من احساس می کردم فضای سیاسی کشور غبار آلود است و شناخت حق از باطل به راحتی امکان پذیر نیست ولی به گوش جان دادن به سخنان رهبری معیاری اساسی و محکم را دریافتم که آن این بود هرگاه دیدید که اعمال و رفتارهای شما دل دشمنان حقیقی شما را شاد می نماید و آنان را به تحسین وا می دارد بدانید که کار شما مشکل دارد و باید از ادمه کار و انتصاب آن به خودتان تبری بجویید. و اگر مشاهده کردید رفتاری را انجام داده اید، که موجبات خشم ظالمان و فاسدان زمین را بر انگیخته است بدانید که باید با قدرت به مسیر خود ادامه دهید و در برابر فشارها ایستادگی نمایید. با توجه به این معیار خدشه ناپذیر اندک، تردیدی که در دل داشتم نیز برطرف شد. توهین به مقدسات دینی مردم صرف نظر از جهت گیری های مختلف سیاسی ملت ماهیت این جریان را به طور کامل افشا کرده است. الحمدلله که خدا دشمنان ما را از حمقاء آفریده است. آقای موسوی شما خود را بارها به عنوان نخست وزیر دوران امام معرفی کرده اید دوستان فکر نکنید که انان دلشان برای اهداف امام می سوزد آنان می خواهند با این طریق به مبارزه معکوس با مصداق عینی ولی فقیه بپردازند و به طور ضمنی و چه بسا گاهی اوقات اشکارا اعلام نمایند که رهبری مقام معظم رهبری را به رسمیت نمی شناسند.اگر نگاهی به کتاب های منتشره توسط جریان موسوم به اصلاحات بیندازید که آنان کتاب و نوشتار خود را تقدیم به امام راحل می نمایند و سخنی از ولی فقیه کنونی به میان نمی آورند کتاب های نقد توطئه آیات شیطانی مهاجرانی و مجموعه مقالات نظارت استصوابی منتشره توسط دفتر تحکیم وحدت از آن دست می باشند. تاکید آنان نیز بر اجرای صرف قانون نیز نشان دیگری از جهت گیری خصمانه آنان با انقلاب می باشد. ما در این برهه کنونی وظیفه ای غیر از آشکار نمودن ماهیت این جریان نداریم در فرهنگ اسلامی ما به کرات دیده شده است که تنها راه مقبله با منافقین رسوایی ایدئولوژیک آنان می باشد. ما باید با حضور پر شور خود توهمی که آنان به آن دچار شده اند که اکثریت همراه آنان می باشد را بشکنیم . زمانی که رهبری می فرمایند ملت ایران بیدار است و اجازه نخواهد داد دشمنان بر آنان فائق آیند شاید در وهله اول به یک نمایش سیاسی بیشتر شبیه باشد ولی زمانی که مردم به خیل عظیم خود حتی انانی که انقلاب و امام را درک نکرده اند به حمایت از اسلام می پردازند به عمق نگاه و روشنفکری و بصیرت کم نظیر وی پی می برید. حال ما باید به این نکته توجه کنیم که نظریه پردازان این جریان پروژه اصلاحات دیگر جانباز نمی خواهد بلکه خون می خواهد را دنبال می کنند، آنان در پی آن هستند که با کشته سازی الگویی را برای هواداران خود پدید بیاورند که بتوان هم آنان را از نظر سیاسی و هم از نظر احساسی ترغیب به مبارزه مستمر با طبقه حاکم نمایند و اگر زمانی نتوانسته اند آنان را از نظر سیاسی و فکری اقناء کنند به دنبال آن هستند که با تحریک احساسا ت افراد را در خیابان ها نگاه داشته و انان را به انتقا جویی فرا خوانند. لذا مقتضی است مردم عزیز ما بیدار باشند تا در دام تبلیغات جهت دار آنان قرار نگرفته و با روشنگری خود دیگران را به مسائل موجود آگاه سازند. حضور آگاهانه ما در راهپیمایی های افشا گرانه معادلات آینده آنان را به طور کامل تغییر خواهد داد لزوم کنار گذاشتن سلایق سیاسی و مطلبات اجتماعی در حال حاضر به طور کاملا واضحی مشهود است زیرا هم اکنون دیگر به قدرت گرفتن این جریان و آن جریان مد نظر نیست بلکه منافقان، اسلام و اصل نظام را نشانه گرفته اند و خواستار براندازی می باشند. نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم دی 1388ساعت 23:33 توسط يك مذهبي سياسي تنها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من يك مذهبي سياسي دانشجوي حقوق بین الملل مي باشم.نمي گويم همه عقايد و منشم صحيح است ولي مادامي كه به آن ايمان دارم سرسختانه از آن دفاع مي كنم.و به قول دكارت نمي خواهم بگويم من مي انديشم پس هستم بلكه مي خواهم بگويم من قبل از اينكه بينديشم نيز بودم و همين بودنم سبب انديشيدنم شده است.من مي خواهم خودم را تو را همه و همه ي خطوط قرمز ها را عقايد ثابت فكري امان را و آنان و تفكرات به اصطلاح مقدسمان را نقد كنم و در صورت لزوم به اضمحلال بكشانم.همانطور که می بینید نام اين مجموعه overthrowيعني اضمحلال مي باشد.
زیرا قصد سنت شکنی و ساختار شکنی فضای موجود را دارد.و این مسیر را خطرناک ولی در عین حال شجاعانه می داند.و نمی خواهد مصداق این جمله دکتر شریعتی باشد که بد دفاع کردن از چیزی مانند خوب حمله کردن به آن چیز می باشد.مي خواهم اين صفحه ناشي از توسعه و مدرنيته روزگار بهانه اي باشد براي نوشتنم و خواندنم.آري آناني كه گفتم آرمانهايم بود چون انسان ايدوئلوگ اهداف ايدوئلوگ دارد.خط اصلي گفتار و نوشتارم حقوق بين الملل مي باشد ولي هرزچندگاهي سري به فقه سياسي شيعه و مباحث مربوط به انديشه سياسي نيز مي زنم.بگذاريد بهانه زندگيم را بگويم تعالي. باید حد زنند هشیار مردم مست را گفت هشیاری بیار اینجا کسی هشیار نیست آري دنيا عرصه تقارب آراست و هميشه مغالطه گر پيروز نيست.و من الله التوفيق |
| نوشته های پیشین |
|
هفته چهارم دی 1390 هفته سوم دی 1390 هفته اوّل اردیبهشت 1390 هفته دوم دی 1388 |
| آرشیو موضوعی |
|
فقه احادیث حقوق بین الملل فلسفه |
|
RSS
|